جمله “هیچ کتابی را از روی جلدش و هیچ آدمی را از روی ظاهرش قضاوت نکنید”، دقیقا پروژه کتابخانه انسانی را توصیف می ‏کند. ایده پشت این پروژه بسیار ساده اما قدرتمند است: در این کتابخانه به جای این که کتاب های مختلف را ورق بزنید، به مدت ‏نیم ساعت پای حرف های یک غریبه نشسته و به داستان زندگی او گوش می کنید. بعضی از عناوین موجود در این کتابخانه این ‏ها هستند: فرزند نجات یافتگان هلوکاست، قصه کولی، کهنه سرباز جنگ عراق و پسر یتیم خانه. درست مثل موقعی که کتاب می ‏خوانید، یک تجربه و قصه یکتا را می شنوید. تنها تفاوتش این است که می توانید با نویسنده اش صحبت کنید، سوال بپرسید و ‏بیشتر بدانید.‏
این پروژه که در سال 2000 توسط یک موسسه غیرانتفاعی دانمارکی به نام “خشونت را تمام کنید” ‏‎(Stop The ‎Viloence)‎‏ بنیان گذاری شد، قصد داشت به شروع مکالمه و ایجاد درک متقابل بهتر بین گروه های مختلف مردم که به ‏طور عادی با هم برخورد و رابطه ای ندارند، کمک کند. از آن زمان با مراسم هایی که در بیش از 50 کشور در سراسر ‏جهان برگزار شده، این پروژه رشد چشمگیری داشته است. در آمریکا، اولین کتابخانه انسانی در سال 2009 به کتابخانه ‏عمومی سانتا مونیکا ‏‎(Santa Monica)‎‏ آمد.‏

کتاب های کتابخانه انسانی

در این کتابخانه به افرادی که قصه زندگی خود را تعریف می کنند “کتاب” گفته می شود. یکی از این کتاب ها مفروحه ‏‎(Mafruha)‎‏ نام دارد، یک شاعر و پناهنده بنگلادشی؛ جویروت ‏‎(Joirute)‎‏ ، اهل لیتوانی است و دختری معلول دارد و ‏رافیک ‏‎(Rafeik)‎‏ که یک معتاد بی خانمان است.‏
او به اولین گروه 4 نفره که انتخابش کرده اند می گوید: مصرف مواد را از 11 سالگی شروع کردم. میزان مصرفم رفته ‏رفته بیشتر شد، اکستازی، آمفتامین، کوکایین و هرویین را با هم مصرف می کردم. بعد زندانی شدم. در این جای داستان، ‏یکی از شنونده ها می پرد وسط حرفش تا از تجربه خود به عنوان یک معتاد به الکل بگوید. او برای ترک کردن راهنمایی ‏می خواهد. گوردون می گوید: آن روزی که قبول کردم خودم را به عنون یک فرد معتاد ببینم، به من انگیزه ترک داد.‏

در ساختنی بخوانید :
کاکائو ، آغاز شیرین ریشه های شکلات
در کتابخانه انسانی ، کتاب ها افرادی هستند که می خواهند داستان زندگی خود را برای دیگران تعریف کنند. هر کدام هم یک عنوان دارند.
در کتابخانه انسانی ، کتاب ها افرادی هستند که می خواهند داستان زندگی خود را برای دیگران تعریف کنند. هر کدام هم یک عنوان دارند.

وینا تورچیا ‏‎(Veena Torchia)‎، یکی از سازمان دهندگان کتابخانه انسانی در لندن، می گوید: من در آفریقای جنوبی و در ‏دوران آپارتاید بزرگ شدم. من به خوبی می دانم آخر و عاقبت ترس از روی نا آگاهی چیست. او معتقد است ملاقات با ‏یک آدم واقعی می تواند متحول کننده تر از کتاب خواندن باشد. ژولیت ‏‎(Juliet)‎، یکی از افرادی که برای “مطالعه” به کتابخانه انسانی رفته، ‏موافق است و می گوید: من واقعا با یکی از “کتاب ها” هم ذات پنداری کردم، چون هر دو در یک شهر بزرگ شده بودیم و ‏هر دو قربانی نژاد پرستی هستیم.‏
هدف علاوه بر کمک به بالا رفتن درک متقابل، یادگیری هم هست. اوز آزبرن ‏‎(Oz Osborne)‎، کتابدار اهل انگلیس که در ‏این پروژه مشارکت دارد، می گوید: مثلا در طی این پروژه، مردم یاد می گیرند یک پناهجو اجازه کار ندارد و در نتیجه نمی ‏تواند شغل انگلیسی ها را از آن ها بگیرد.‏
شانا مری اوتول ‏‎(Shauna Marie O’Toole)‎، یکی از کتاب های انسانی با عنوان “نمی توان در دستشویی یک مغازه ‏کوچک اصلاح کرد” می گوید: به نظر من پروژه کتابخانه انسانی به شکستن موانع کمک می کند و از میزان غریب بودن ‏یک موضوع عجیب، غیر قابل قبول و غیر مانوس می کاهد.‏
وقتی مردم داستان ها را درک می کنند، راحت تر آن را می پذیرند و این درک بیشتر به داشتن جامعه موفق کمک می کند. به ‏همین دلیل این پروژه این قدر مهم است و من واقعا خوشحالم که بخشی از آن هستم.‏

این هم از قفسه کتاب ها در کتابخانه انسانی !
این هم از قفسه کتاب ها در کتابخانه انسانی !

برای اطلاع پیدا کردن از نشست های آینده کتابخانه انسانی می توانید صفحه فیس بوک آن ها را چک کنید. جدید ترین نشست آن ‏ها با 30 عنوان کتاب 7 فوریه در ونکوور کانادا آغاز شد. “در بازیابی” و “مخترع 8 ساله” دو نمونه از کتاب های موجود در این ‏مراسم هستند. ‏

در ساختنی بخوانید :
ضخامتی به اندازه جهان با 103 بار تا کردن کاغذ

منبع