خانه / دنیای اطراف ما / فسیل دایناسور هایی که کشفشان دنیای علم را عوض کرد

فسیل دایناسور هایی که کشفشان دنیای علم را عوض کرد

در این مقاله با داستان فسیل دایناسور هایی آشنا می شوید که کشف آن ها دنیای علم را متحول کرد.

مهم ترین های کشف فسیل دایناسور در تاریخ

به تازگی مزایده فروش یک اسکلت دایناسور که در صخره های متعلق به عصر ژوراسیک در ایالات متحده کشف شده بود در انگلستان برگزار شد. اسکلت متعلق به دایناسوری گوشت خوار، بزرگ و نابالغ به ارتفاع 3 متر بود. قیمت این فسیل دایناسور بین 300 هزار تا 500 هزار یورو تخمین زده شده بود. جالب است که مزایده قبل از رسیدن به قیمت مورد نظر متوقف شد و این نمونه هنوز در بازار موجود است.

ارزش فسیل دایناسور ها

آلوسور
آلوسور

قیمت و ارزش فسیل ها تاریخی به اندازه علم دیرینه شناسی دارد. شاید باورتان نشود که فروش صدف در ساحل ریشه در کار های یکی از قدیمی ترین و مشهور ترین کلکسیونر های فسیل دنیا دارد. مری آنینگ (Mary Anning). مری در اولین دهه های قرن 19 زندگی می کرد و با مهارت در پیدا کردن فسیل صدف ها، دو کفه ای ها، بازوپایان، بلنیت ها و آمونیت ها، آن ها را در طول سواحل دورست (Dorset) در ویرانه های صخره های ژوراسیک می فروخت.

فسیل دایناسور ها ارزش مالی بالایی دارد ولی ما در ادامه به ارزش علمی این خزندگان ماقبل تاریخ می پردازیم. در ادامه چند کشف مهم فسیل دایناسور ها معرفی شده که باعث به وجود آمدن یک تغییر واقعی در دنیای علم شده است.

مگالوسور

رتبه اول لیست به مگالوسور باکلندی (Megalosaurus bucklandi) به معنای “خزنده بزرگ باکلند” می رسد. زیرا قدیمی ترین فسیل دایناسور است که کشف و به طور علمی تشریح شده است.

مگالوسور
مگالوسور

باقی مانده های این فسیل دایناسور که کامل هم نیست از معدن سنگی در دهکده استوزفیلد در آکسفوردشایر و در سال 1815 کشف شد. استخوان ها، دندان و آرواره ها به موزه دانشگاه آکسفورد، جایی که هنوز هم در نگهدار این فسیل است، داده شد و توسط بزرگ ترین کالبدشناس زنده در آن زمان، جورجز کاویر (Georges Cuvier) مطالعه شد که برای دیدن این اثر از پاریس به ملاقات آکسفورد و متولی آن ویلیام باکلند (William Buckland) آمد.

ویلیام باکلند (به کمک کاویر)، این فسیل دایناسور را با مقاله ای علمی در سال 1824 تشریح کرد. باکلند و کاویر نتیجه گرفتند که استخوان ها به یک خزنده غول آسا تعلق دارد. در طی یک و نیم دهه بعد فسیل خزنده های بزرگ دیگری در انگلستان پیدا شد و توسط کالبدشناس بریتانیایی، ریچارد اوون (Richard Owen)، مطالعه شد. در 1842 اوون به این نتیجه رسید که این فسیل ها آن قدر متفاوت از بقیه خزندگان شناخته شده هستند که لازم است در دسته ای جدید طبقه بندی شوند: دایناسور ها. “خزندگانی وحشتناک یا به طرز ترسناکی بزرگ”. قبل از 1842 هیچ کس از دایناسور ها چیزی نشنیده بود.

در ساختنی بخوانید :  فواید قهوه شامل حال قلب هم می شود؟!

آرکئوپتریکس

آرکئوپتریکس
آرکئوپتریکس

وقتی چارلز داروین کتاب خاستگاه گونه ها را در سال 1859 منتشر کرد مجامع علمی عصر ویکتوریا را بهم ریخت و علاقه علمی به تکامل را به کار انداخت. با احتیاطی استادانه، کتاب او دلایلی برای این نتیجه گیری ارائه داد که زندگی در طول عمر بی کران زمین تغییر کرده است.

یک سال بعد از انتشار کتاب، با تصادف زمانی جالبی، فسیلی در معدن سنگی در جنوب آلمان کشف شد. فسیل دایناسور کشف شده قسمت بزرگی از اسکلت کلاغ گونه موجودی بود که ریچارد اوون آن را آرکئوپتریکس لیتوگرافیکا (Archaeopteryx lithographica) به معنای “بال باستانی روی سنگ” گذاشت.

فسیل خارق العاده بود زیرا در اطراف استخوان ها اثرات پر (چیزی که مسلم می کرد این موجود یک پرنده بوده) دیده می شد و این در حالی بود که در فسیل اثر دندان (هیچ پرنده ای دندان ندارد )، دستانی با سه انگشت چنگال دار توسعه یافته (هیچ پرنده ای انگشتان چنگال دار به این شکل ندارد) و دمی تشکیل شده از خطی از استخوان های ریز که از آن پر بیرون می آمده (هیچ پرنده ای خط طولانی استخوان دم ندارد) هم وجود داشت.

نقش فسیل آرکئوپتریکس
نقش فسیل آرکئوپتریکس

این حیوان رابطی عالی برای ارتباط گم شده ای بود که بین پرندگان امروزی پر دار و خزندگانی بزرگ وجود داشت، خزندگانی با دندان در آرواره، انگشتان چنگال مانند و دم استخوانی بلند. تنها چند سال بعد از این کشف، دوست و همکار داروین، تومانس هنری هاکسلی(Thomas Henry Huxley)، بر اساس پایه های ساختار آرکئوپتریکس عنوان کرد که پرنده ها و دایناسور ها خویشاوندان نزدیکی بوده اند.

آدم های زیادی در آن زمان با هاکسلی موافق نبودند اما مشخص شد که او کاملا درست می گفته است. باقی مانده های این فسیل دایناسور در موزه تاریخ طبیعت لندن نگهداری می شود.

دیپلودوکوس

اندرو کارنگی (Andrew Carnegie) یک صنعتگر بسیار ثروتمند در پیتزبورگ پنسلوانیا و در نیمه دوم قرن 19 بود. او شروع به خرج ثروت خود در راه های بشردوستانه کرد. بعد از این که اخبار کشف فسیل دایناسور جالبی در میانه غرب آمریکا به او رسید، تصمیم گرفت که یک نمونه برای موزه اش (موزه کارنگی)  در پیزبورگ به دست بیاورد. به همین دلیل او برای کشف دایناسور های بیشتر در یوتای جنوبی و وایومینگ شمالی پشتیبانی اقتصادی فراهم کرد. این کار نتیجه داد و فسیل دایناسور تقریبا کاملی کشف شد که تا آن زمان بزرگ ترین نوع خود بود.

در ساختنی بخوانید :  با روشن کردن دود شمع آن را دوباره شعله ور کنید !
دیپلودوکوس
دیپلودوکوس

فسیل دایناسور نام دیپلودوکوس کارنگی (Diplodocus carnegiei) به معنای “دو پرتوی کارنگی” را گرفت.  کل بدن حیوان بعد از بازسازی (با اضافه کردن چند قطعه، مانند پای جلو، برای کامل شدن از حیوانی دیگر) بیش از  25 متر بود و هر نوع کشف شده قبلی را در نسبت بزرگی و کامل بودن کوچک می کرد.

با افتخار از داشتن این فسیل دایناسور، کارنگی کپی های گچی بسیاری را به موزه های اطراف دنیا فرستاد. دایناسور غول آسا در موزه تاریخ طبیعت لندن یکی از نمونه های دیپلودوکوس است.

دیپلودوکوس در موزه تاریخ طبیعت
دیپلودوکوس در موزه تاریخ طبیعت

دینونیکوس

در اواسط دهه 1960، یک استاد باستان شناسی جوان به نام جان اوسترم (John Ostrom) از دانشگاه ییل در حال کاوش در بدلند مونتانا به دنبال فسیل دایناسور بود. چیزی که او پیدا کرد فهم ما از دایناسور ها و رفتار و زیست شناسی آن ها را تغییر داد. اوسترم باقی مانده های پراکنده یک دایناسور شکارچی با اندازه معمولی را پیدا و مطالعه کرد و نام آن را دینونیکوس آنتیرهوپوس (Deinonychus antirrhopus) به معنای “پنجه ترسناک متوازن” گذاشت.

دینونیکوس
دینونیکوس

او فهمید که این حیوان شکارچی، دید تیز و هوش و سرعت بالا داشته است. او همچنین نشان داد که این دایناسور در آناتومی بدن به شدت شبیه به پرندگان بوده است و عنوان کرد که شباهت های دایناسور های شکارچی کوچک با پرندگان نشان می دهد که احتمالا پرندگان از دایناسور ها تکامل یافته اند.

اگرچه این نظرات ایده های توماس هاکسلی در سال های 1860 را تکرار می کردند اما در آن زمان بسیار بحث برانگیز بودند. در میان این نظرات سوال های زیستی مهمی مطرح شد: اگر پرنده ها و این نوع دایناسور ها خویشاوند هستند، آیا یعنی بعضی دایناسور ها بیشتر شبیه پرندگان بوده اند؟ این بحث دهه ها ادامه داشت.

اسکلیدوسور

این دایناسور که به نوعی کمتر از بقیه شناخته شده است واقعا دنیا را عوض کرد. در سال 1858 فسیل دایناسور در صخره های ژوراسیک در چارموث پیدا شد و خیلی زود اسکلت کاملی از آن بدست آمد و به ریچارد اوون (کسی که کلمه دایناسور را به این گونه اختصاص داده بود) در موزه بریتانیا در لندن داده شد.

اسکلیدوسور
اسکلیدوسور

در سال های 1860 اوون نام این حیوان را اسکلیدوسور هریسونی (Scelidosaurus harrisonii) به معنای “خزنده شانه هریسون” گذاشت اما نتوانست اهمیت این آناتومی یا این که چطور این نمونه نشان دهنده تفاوت های بین گروه های مختلف دایناسور ها است را بفهمد.

در ساختنی بخوانید :  Li-Fi ، اینترنت را از طریق لامپ دریافت کنید !

اوون چیزی مشابه با سنگ روزتا در اختیار داشت اما در درک اهمیت آن ناکام بود. دلیل احتمالی اینکه چنین دانشمندی بزرگی چنین موضوع مهمی را از دست داد مشغله زیاد او بود، مشغله ای که شامل نقشه های او برای برپایی یک موزه طبیعت جدید بود. بدون اوون، موزه تاریخ طبیعت لندن ، جایی که اکنون استخوان های اسکلیدوسور نگهداری می شود، درست نمی شد.

سینوسوروپتریکس

در سال 1966 کشف مهمی در لیائونینگ چین اتفاق افتاد. کشف اسکلت کامل یک دایناسور شکارچی کوچک (مشابه ولی کوچک تر از دینونیکوس).

سینوسوروپتریکس
سینوسوروپتریکس

در سال 1998 این کشف تشریح شد و نام حیوان سینوسوروپتریکس پریما (Sinosauropteryx prima)، به معنی “اولین خزنده بال چینی” گذاشته شد. جالب ترین ویژگی این فسیل دایناسور این بود که در تخته سنگی که پیدا شد اثر یک ماده نرم و تیره بود که نوعی حاشیه را دور خط بدن کشیده بود و نقاط تاریکی هم در قسمت چشم و روده به جا مانده بود. وضعیت خاص این صخره ها در نگهداری این فسیل، بعضی بافت های بدن حیوان را نیز نگه داشته بود.

جالب ترین چیز حاشیه بافت ها دور بدن بود، شبیه خز. به نظر می آمد این حیوان یک پوشش کت مانند به عنوان یک لایه محافظ داشته است. با داشتن کار های قدیمی تر اوستروم روی دینونیکوس، احتمال این داده می شد که دایناسور با داشتن یک پوشش می توانسته بدن خود را گرم نگه دارد (مانند پر های یک پرنده امروزی که در صورت فسیل شدن می تواند حاشیه ای هاله مانند تشکیل دهد).

رابطه پرندگان و دایناسور ها

این مورد و دیگر کشفیات، عقلانیت شهود هاکسلی را که بیشتر بر اساس فسیل دایناسور آرکئوپتریکس بود و همچنین اعتبار کار اوستروم روی دینونیکوس را نشان داد. حالا می دانیم خیلی (نه همه) دایناسور ها پر داشته اند و بعضی ها با داشتن توانایی پرواز، نیاکان پرندگان امروزی بوده اند.

منبع

خلاصه مطلب
فسیل دایناسور هایی که کشفشان دنیای علم را عوض کرد
عنوان مطلب
فسیل دایناسور هایی که کشفشان دنیای علم را عوض کرد
توضیح کوتاه
بشش کشف فسیل دایناسور که دنیای علم را متحول کرد، از اولین فسیلی که پیدا شد و نام دایناسور را بر سر زبان ها انداخت تا نمونه ای که رابط بین آن ها و پرندگان شد.
نویسنده
ساختنی

بیشتر بخوانید:

پرندگان اولیه پرواز هم می کرده اند؟ پرندگان اولیه پرواز هم می کرده اند؟ شاید این پرنده 125 میلیون ساله بالای سر دایناسور ها پرواز می کرده است. فسیل بالی که متعلق به یک پرنده در دو...
10 واقعیت علمی که شما را به علم علاقه مند می کند !... چرا آدم های زیادی به علم علاقه ندارند؟ شاید علت آن به روشی که علم منتقل می شود و یا حداقل به روشی که در مدرسه تدریس می شود بستگی دارد. علم خام و اطلاع...
امیدی برای درمان سرطان :موش هایی که در مقابل برابر سرطان مقاوم هستند... بجز ظاهر بی مو، "موش های کور برهنه" یا "موش های کور کچل" به خاطر چند ویژگی متمایز بسیار شناخته شده اند. طول عمر آنها در مقایسه با سایر جوندگان بسیار ز...
گیاهانی که TNT سمی خاک را می بلعند همه انفجار را دوست دارند، البته انفجار هایی که کسی در آن صدمه نمی بیند. یک خمپاره انداز به یک زمین چمن ببرید، چند بمب بر زمین خالی بیاندازید، در فضایی...
چرا غذاها خوش طعم هستند؟ چشایی آن چیزی نیست که شما فکر می کنید! همه ما در مدرسه آموخته ایم که چشایی یکی از حواس پنجگانه است یا کمی دقیقتر بگوییم،مزه،نتیجه رفتن مواد غذایی روی ...
اصل هولوگرافیک ، آیا در یک هولوگرام زندگی می کنیم؟... مغز خود را آماده کنید. بر اساس مطلب مجله Physical Review Letters ممکن است دنیا دو بعدی باشد و تنها ما آن را سه بعدی ببینیم. در یک آزمایش فکری بر اساس ...

درباره سیمین حمیدی

سیمین حمیدی
سیمین حمیدی یکی از نویسندگان ساختنی و فارغ التحصیل رشته مهندسی نرم افزار و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت سیستم و بهره وری است.

پیشنهاد می کنیم

آه کشیدن واکنشی است که در هنگام خستگی ، ناراحتی یا تمام شدن یک کار سخت از خود نشان می دهید

علت آه کشیدن انسان ها چیست ؟

خستگی ، ناراحتی و احساس راحتی سه حس کاملا متفاوت هستند . اما به نظر …

پاسخ دهید